
سلام به خودم و سلام به تو و سلام به برادری که سه ماه از رفتنش گذشت که نفهمیدم چگونه گذشت روزهایم شده عین شب ها ظاهر شاد در پس پرده غمگین دیگر چیزی برای شادی ندارم یکی یکی عزیزانم را به خاک سرد می سپارم خانواده رو به انقراض هست تنها دو تن مانده یکی معلول و دیگری بیمار قلبی حالم خوب نیست هیچکس نیست که بتواند مرا درک کند و برایم بماند تنها تنهای تنها شدم و خدا هم دیگر مرا نمیخواهد روزگارم بسیار سخت شده چشمه اشک روان هست در یک اتاق کار تنها سرما و صدای رادیو می آید و من به یک صفحه خالی در حال نوشتن ...
ادامه مطلب