
سپیدهدم...صبحهایی که مرده از خواب بیدار میشوی- با اندوهی که مردگان را نازاده میکندپیش از آنکه ساعات، زمان را آغاز کنند.اینک درد، همه جهان را به تو میبخشد.باور کن، همه کائنات در یک خاطره میگنجد.بخواب، بیارام، مرگ ترا برادر همه میکند.همه کسانی که بودند، هستند و خواهند بود.دیگر نیازی به شعر نیست،اکنون همه چیز گذشته استو گذشته همه چیز است.آه پسرک مصلوبمفردا که بیدار شوی لبانت را خواهم بوسید...
ادامه مطلب