
در مورخ 1402/7/28 روز جعمه با مراجعت به بیمارستان بعثت ناجا جهت ملاقات با بردار که شب قبل به انجا انتقال داده شده بود ظاهر امر مشکلی نبود اما حقیقت چیز دیگری بود او به انواع تجهیزات وصل بود در شواهد ظاهری اثری از زندگی نبود اما مونیتور بالا سر حاکی از تنقس میداد اما این هم دروغی بیش نبود دو دیگر نقس نمیشد سرمی که بهش وصل شده موجب جمع شدن آب در ریه شده بود کلیه ها از کار افتاده و متنظر بالا آمدن اکسیژن خون بود تا برای دیالیز اماده اش کنند زمان به سرعت می گذشت اما دریغ تغییر در روند جسمانی او ما ...
ادامه مطلب
برف وقتی روی چتر سنگینی میکند و چترها خیس می کنند مرثیه اس اما وقتی کف دست تو بالا میگیری و چند دانه برق تالاپ می افته کف دستت بسردی برق بهت نشاط می ده اون وقت دیگه مرثیه نیست؛ تالاپ تالاپ برف روی چتر برات می شه ترانه؛ یه ترانه که هم سرده و هم گرم؛ سردش مال آدمای بی احساس و گرمیش مال ادمای عاشق ..................... بخوانید...
ادامه مطلب
این متن برنده جایزه ادبی کوتاه آلمان شدمردیدرحالمرگ بودوقتی كهمتوجهمرگش شدخدا را باجعبه ایدر دست دید*خدا* :وقت رفتنه*مرد* :به این زودی؟من نقشه هایزیادی داشتم*خدا* :متاسفمولی وقترفتنه*مرد* :در جعبه اتچ...
ادامه مطلب
بر سر دوراهی#xa0رفتی از دنیای خاموشم صدایت را گرفتمغصه های کهنه برگشتن و جایت را گرفتنددر کجای جاده شب راه تو از من جدا شدxa0در کجای قصه از من دست هایت را گرفتندگرچه شاید روز دیدار تو در تقویم من نیستبا نگ...
ادامه مطلب
از مرگ هیچ واهمه و هراسی ندارم ، حتی اگر همین حالا فرا رسد ، در حد توان خویش سعی کردم که نیککردار باشم. از اشتباهات و خطاهایم بسیار پشیمان هستم و حساب آن را به خدای بزرگ میسپارم و خواهان رحمت و مغفر...
ادامه مطلب
+دل ساکت و صبورمدل پاک و سوت و کورم چه خبر؟مدتی هست که دورم از تومدتی هست که تنها ماندیپا به پای زندگی رفته ام وگوشه ی سینه ی من جا ماندی ... چند وقتیست ندیدم که دگرزانوی غم به بغل بنشینینشنیدم که دگر ناله کنییا که چون کودک لجباز شویبه زمین و به زمان شکوه کنییا جوانی بکنیعشق بخواهی از منیا که فریاد کنی دلتنگم ...مثل این است که یادت رفتهکار تو چیست چرا اینجایی !!نه دگر بهانه ایاز سر دلتنگی و بغضنه ...
ادامه مطلب
xa0سپیده دم...صبحهایی که مرده از خواب بیدار میشوی- با اندوهی که مردگان را نازاده میکندپیش از آنکه ساعات، زمان را آغاز کنند.اینک درد، همه جهان را به تو میبخشد.باور کن، همه کائنات در یک خاطره میگنجد.بخواب، بیارام، مرگ ترا برادر همه میکند.همه کسانی که بودند، هستند و خواهند بود.دیگر نیازی به شعر نیست،اکنون همه چیز گذشته استو گذشته همه چیز است.آه پسرک مصلوبمفردا که بیدار شوی لبانت را خواهم بوسید.xa0...
ادامه مطلب
سلام xa0دوست گرامی ابراهیم لطفا اگر بیاید و آدرس از خودتان بگذارید تا خدمتان عرض کنم xa0که در ذهن شما اصلاح xa0کنم منتظر حضور سبز تان هستم...
ادامه مطلب