کتابی که خواندم تا حدودی شبیه من بود
بی فایده بود فراز از خراطان گذشته بی فایده بود
خاطارتی که دیگر جزیی از وجودش شده بود
خاطراتی که هرچه تلاش می کرد از آنها دورتر شوند
باکوچکترین نشانه و تلنگری از زیر خاکستر فراموشی سر در می آورد و وجودش را به آتش می کشاند
فکر کرد ادم تا قبل از مرگش >چند بار باید جان بکنند؟
چند بار باید تکه های روح و روانش را بده تا به مرگ برسد؟
برای یک بار مردن، این همه جان کندن عادلانه نبود
تنها...ما را در سایت تنها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 28