بد دهن

خرید بک لینک

صبح عروسی گلاب قاب کادو یوسف را با کمک طاهر گشود همان قالی بود که با کم هم در روزها قشنک و پر مهر و شور می بافتند گلاب بی آنکه اختیار سیل اشکهایش را داشته باشد روی قالی دست می کشید تا سر انگشتان لرزان مادر را لمس کند اما رسید به رد خونی که در میان نقشه پای اثر اشکل لیلی خشکیده بود سرش را خم کرد و نشانی را بوسید آنجا رد خون انگشتان یوسف بود که عشق را معنی می کرد

عشق یعنی تا خدا پرواز..............

نی نگاهی پر هوس پر آز .................

روزهای پر تکرار دوباره چکاپ ها داره شرو ع میشد دوباره آزمایشگاه و سونوگرافی و دکتر

مدتی که پهلوی راست درد شدید دارد درد در پای راست و گزگز انگشت های دست راست بی حسی

راه رفتن را مشکل کرده مجبور به سکوت کسی نیست که بتوان برایش حرفی بزنم

به کسی جان پناهی دادم تا بلکه کاری پیدا کند برود اما همش از کاری که پیدا کرده غر می زند انکار به بقیه خوش می گذرد حال خود را با حال من مقایسه می کند اما گذشته پراز رنج مرا نادیده می گیرد

خسته ام خسته دعا می کنم کارش بگیرد و برود پیکارش

بی همزبانی خیلی سخته

چه خوبه که اینجا هم دیگر کسی نیست حرفی بزند تنهایی را دو چندان کرده

دیشب برفتیم سینما فیلم آبی روشن - باز هم بدبختی ادم ها به نوع دیگر انقدر سانسور داشت که سر و ته فیلم معلوم نبود

خوابی سخت با اینکه باران شدید امد اما و هوا خنک بود اما من بی قرار

از نظر من ادم ها سه دسته هستند دسته اول کسانی که ندارند حسرت دیگران را می خورند و دسته دوم کسانی که دارند اما بدنبال مال اندوختی و طمع جمع آوری بیشتر با هم حسرت و گذاشتن برای وارث و دسته سوم امثال من که شاید اندک شمار روزهایی که نبود و نمیشود استفاده کرد حالا هم که هست باز هم نمیشود استفاده کرد ترس هایی که همواره با من هست مردن که عروسی است اما زجرکشیدن برایم خارج از توانم هست

تنها...

ما را در سایت تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: دوشنبه 28 خرداد 1403 ساعت: 0:36

صفحه بندی